مطلب قابل عرضی نیست

هیچی

من با خیال دوست، چنین گرم گفتگو

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۱۳ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۳۲
  • ۹ ۲۰۳

 

 

گفتی : سپیده دم چه دل انگیز و دلرباست ،

گفتم : تبسم تو بسی دلرباتر است !

 

گفتی : نسیم ، روح نواز است و جانفزا ،

گفتم : که بوی موی توام جانفزاتر است !

 

گفتی :چه دلگشاست افق در طلوع صبح!

گفتم : که چهره‌ی تو از آن دلگشاترست:)

 

گفتی :که با صفاتر از این نوبهار چیست؟

گفتم: جمال دوست، بسی با صفاترست :)

گفتی : که چشم نرگس ؛ چون چشم آشناست !

گفتم : نگاه چشم توام آشناتر است !

 

گفتی : که لاله گرچه فریباست ، بی وفاست !

گفتم : که عهد لاله رخان بی وفا تر است !

 

گفتی : که می رسد به فلک شور بلبلان ،

گفتم : که ناله های حزینم رساتر است !

 

گفتی : به بینوایی مرغ قفس نگر !

گفتم : دلم ز مرغ قفس بینواتر است !

 

گفتی : دلت به محنت و غم سخت مبتلاست !؟

گفتم : هزار مرتبه ، جان مبتلاتر است !

 

 

 

                                      "فریدون مشیری"

پ ن:عکس پست حاصل نگاه هنرمندانه ی مهشید جان:)

نمیدونم چرا بعد دیدن عکسهاش ناخودآگاه یاد این شعر افتادم:)