مطلب قابل عرضی نیست

هیچی

بریده(برادرن کارامازوف)

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۱۹ فروردين ۰۰ ، ۰۱:۰۹
  • ۷ ۴۷۲

 

《امروزه کم و بیش همه‌ی آدمهای باشعور وبا استعداد، از این که مورد تمسخر قرار گیرند به شدت وحشت دارند و همین موضوع هم باعث بدبختیشان می شود.》

 

 

 

《بدون انتقاد همه چیز می شود «افسانه»، ولی برای زندگی کردن فقط «افسانه» کافی نیست. باید این «افسانه» از حلقه تردید بگذرد و چیزهای دیگری ازاین گونه.》

 

 

 

《الیوشا، تقوا و درستکاری در چیست؟ تقوای من چیزی است و تقوای فردی چینی چیزی دیگر. پس نسبی است، یا نه؟ نسبی نیست؟ سؤال موذیانه‌ای است.》

 

 

 

《من از فکر خدا رنج می برم، این تنها چیزی است که از آن در رنجم و اگر تصادفا وجود نمیداشت چی؟ اگر حق با راکیتین باشد که فکر وجود داشتن خدا در اذهان عامه ساختگی و سطحی است، چی؟ در صورتی که وجود نداشته باشد، انسان خدای روی زمین است و آفریدگار جهان هستی.
معرکه است! فقط چگونه بدون خدا می تواند پرهیزکار و پارسا بماند؟ مسئله این است. دایما به این موضوع فکر می کنم. چون در آن صورت چه کسی انسان را دوست خواهد داشت؟ انسان نسبت به چه کسی باید حق شناس باشد و از چه کسی سپاسگزاری کند؟ در ستایش چه کسی چکامه بخواند؟؟؟》

دیدگاه ها [ ۱۰ ]

ماهی سیاه کوچولو

برادران کارامازوف فوق العاده اس...

من معمولا نسخه الکترونیکی کتابا رو میخونم ولی این یکی واقعا ارزششو داره که تو قفسه کتابا باشه و دونه دونه کاغذاشو ورق زد و خوند👌🏻🥰

سلام ح جان:)
آره خداییش و بنظرم میشه بارها خوندش درحالیکه کسالت‌بار نمیشه.

بدترین قسمت اینجاست که نه باید به وجود خدا شک کنی نه باید در مورد وجودش سوال کنی !! 😐 

گاهی احساس میشه خدا همون فراماسونرها هستن ... 😟

 

 

 

چقدر خوب نیست وقتی نظرات پست رو میبستی ! اینجور خوبه ☺

سلام 
دقیقاً👌اونوقت من نمیدونم چجوری میگن یه ساعت تفکر بهتر از ۷۰ سال عبادته وقتی اجازه‌ی فکردن رو نمیدن؟؟


چه جالب 😂آخه از دیشب تا حالا ۳بار تا بستن نظرات پست رفتم و بعد پشیمون شدم😅😅✋آقا ما درونگراهارو درک کنید😅ولی سعی میکنم کمتر نظرات رو ببندم😄

ما یه رفیق دائم الخمر داریم که همیشه شنگوله . یبار میگفت امریکا بجای اینکه کل ایران رو هدف قرار بده . فقط قم رو بزنه باخاک یکسان کنه !!!

گفتیم چراااا

گفت بخاطر اینکه قم کارخونه اخوندسازبه و هرچیه از گور اخوندا توی حوزه های قم بلند میشه

دارم فکر میکنم همچین بیراه هم نگفته 😁 بطور مثال هرچی داستان تخیلی و خرافات از زبون اخوندها ساخته میشه به خورد ملت میدن

انقدر خدا رو ترسناک و خشمناک معرفی کردن ادم فکر میکنه خدا خوخانه !😅

عجب آدم بی‌انصافی :(
مگه قم فقط چندتا آخونده که بزنن بترکوننشون ؟؟
اینهمه شهروند عادی داره.
الان دیگه داستانهای تخیلیشون خیلی کمتر شده چون میترسن مسخره بشن ولی هنوز آخوندای قدیمی خیلی خرافاتی و تخیلی حرف میزنن.

وااای این کتاب رو یکبار خوندم

از اون کتاباست که باید بازم بخونمش

 

وقت کردی  ابله رو هم بخون

اونم مال داستایفسکی

سلام عزیزم
آره واقعاً ارزششو داره.

خوندم ابله رو.البته نخوندم صوتیشو قبلنا گوش کردم 😄
خیلی تنبلی آنا🔪بابا یه اکانت میساختی دیگه من نمیتونم جواب همشونو تایپ کنم.باید وویس بدم 😑🔪

حالا شما موافقت بفرمایید😅

قول میدم از بمبهای هوشمند اخوندیاب استفاده بشه 😉به شما گزندی وارد نشود

بیخیال اونا هم بیشترشون گناه دارن
دیگه عادت کردیم به بودنشون:|

سلام

انگار خیلی کتاب جالبیه

کدوم ترجمه اش بهتر از بقیه است؟

سلام 
خوش آمدید:)
یه ترجمه ی صالح حسینی رو بهم معرفی کردند.من یه فصل خوندم خوشم نیومد.برای من سنگین بود و کلمات و جملاتش به گوشم ناآشنا میزد.شاید شما دوست داشته باشید
ولی این بریده هایی که تو پست گذاشتم از ترجمه ی آقای پرویز شهدی بود که من خیلی خوشم اومد.خیلی روان و قابل فهم بود و جملاتش برام آشناتر بود.
بنظرم از جفت ترجمه ها یه کوچولو بخونید خودتون تصمیم بگیرید:)

سلام و درود مشکات خانوم عزیز 

 

یکی از بهترین‌های ادبیات کلاسیک‌ روسی ک ارزش چندبار خوندن رو قطعن داره البته پیشنهاد میکنم وقت کردی تمامی کارهاش رو بخون (پشیمون نمیشی)

من سه ترجمه ( مشفق همدانی ـ اصغر رستگار و صالح حسینی) از این داستان رو خوندم و ب نظرم بهترین ترجمه از مشفق همدانی هست ـ ترجمه ک خوندی رو هنوز نخوندم ! 

توی این داستان کلمه ب همه‌ی معنای آن، از کلام مجسم خداوند تا پوچ‌ترین حرف‌های پیش‌ پاافتاده ، جنگی ست بین شک و ایمان !

این داستان در حقیقت از زبان ایوان کارامازوف خطاب ب برادر کوچیکش آلیوشا نقل میشه (الیوشا اسم پسر داستایوفسکی بوده ک در خردسالی از بیماری صرع فوت میکنه) .

ایوان شخصیتی است هوشمند، شکاک، بدبین ، پیچیده و سرشار از رنجیدگی از جهان ک نگاه منفی اش ب دین و مسیحیت ناشی از رنج، بی‌عدالتی و بی‌رحمی ست ک در جهان میبینه و قادر نیست معنایی برای اون پیدا کنه و درست در مقابل اون  آلیوشا ک میشه اون  رو قهرمان اصلی داستایوفسکی در این کتاب دونست قرار داره ک خداباوری و ایمانش ریشه در نیک اندیشی و نیک سرشتی اون داره  .

در جای جای کتاب می‌خونیم ک چگونه منطق هوشمندانه و شکاکانه‌ی ایوان ؛ سوالاتی رو در برابر آلیوشا قرار میده ک ب وضوح آلیوشا قادر ب ارائه پاسخی منطقی ب اونها نیست .

در جایی از داستان و پیش از قطعه‌ی مفتش اعظم ایوان ب تلخی با یادآوری داستانی از آلیوشا میپرسه : کدامین خداوند میتواند جهانی را بیافریند ک در آن کودکان رنج بکشند و آیا او حاضر است رستگاری همه جهان را با رنج یک کودک عوض کند ؟  

بعد ب آلیوشا میگه : "اشتباه نکن آلیوشا این خدا نیست ک من وجودش را نمی‌پذیرم، بلکه این جهان پر از بیدادی ک او آفریده است رو من نمی‌خوام و با احترام بلیطی رو ک برای این دنیا در اختیارم قرار داده ـ برمیگردونم ."

میدونی مشکات عزیز همه‌ی ما بی‌شک در لحظاتی از زندگی مثل ایوان این سوال رو از خودمون پرسیدیم ک آیا بهتر نبود ک جهان و این همه رنج بی‌معنا در جهان وجود نمی‌داشت ؟

اینم توی ص ۶۹ زیرش خظ کشیدم (البته نصف کتاب رو زیرش خط کشیدم)  :))

.... از دروغ بپرهیز از همه‌ی دروغ‌ها ، مخصوصا دروغ ب خودت . مراقب دروغ خودت باش و هر ساعت، هر دقیقه، آن را وارسی کن . از سرزنش بپرهیز هم سرزنش خودت و هم سرزنش دیگران . آنچه در تو بد می‌نماید ب صرف این حقیقت ک آن را در خودت مشاهده کرده‌ای پالایش می‌یابد . از ترس دوری کن گرچه ترس صرفن پی‌آمد هر دروغی است . از کم‌دلی خودت در دستیابی ب عشق نهراس ......

ببخش ک زیادار از کوپن‌ام ولحرفی کردم 

سبز و سلامت باشی الهی 

سلام جناب جانان
شما چه اصراری دارید هر بار مرزهای شکسته نفسی رو جا به جا کنید؟؟😄😄
ول حرفی چیه؟؟جداً من همیشه از دیدن کامنتای شما تو وبم ذوق میکنم و مشتاقانه دوست دارم نظرتونو درموردش بدونم:))

من خودم از طرفداران پر و پا قرص ادبیات کلاسیک روسیه هسدم😁ولی بیشتر طرفدارنما هستم😅
بله حتماً.البته ابله و جنایات و مکافات رو هم از داستایوفسکی خوندم.

اووو چقدر این کتاب ترجمه شده.(البته از یه نفر شنیدم که هیچکدومشون از زبان روسی مستقیم ترجمه نشده و همه ترجمه ی لاتین به فارسی هست.)

جنگ بین شک و ایمان👌👌👌و جالبه که هیچ کدوم غالب یا مغلوب نمیشن.انگار جدالشون تا بینهایت ادامه داره


بنظرم ناب ترین و عمیق ترین بخش کتاب همونجاییه که آلیوشا با برادرهاش گفتگو میکنه.
تو جلد اول اونجایی که با ایوان تو یه گوشه از بار غذا میخورن و گفتگو میکنند و شما یه بریده ازش رو اینجا نوشتید
 و تو جلد دوم همونجایی که با دیمیتری تو زندان ملاقات میکنه و بخشی از اون رو تو  پست نوشتم.

دقیقاً علاوه بر این که آدم با خودش میگه زندگی چه ارزشی داره وقتی قراره آدما انقدر رنج بکشند و این چه رحمانیت و رحیمیتیه؟؟خیلی وقتا با خودش میگه چرا آدما اصرار به ادامه ی نسل دارند؟؟چرا باید باعث و بانی آزار دیدن آدم دیگه ای بشیم؟؟


الان که این بند از کتاب رو که اینجا نوشتید رو خوندم، به این نتیجه رسیدم که برای من بهترین ترجمه همون ترجمه ی آقای پرویز شهدی بوده😄این جمله برام قابل فهم نیست《آنچه در تو بد می‌نماید ب صرف این حقیقت ک آن را در خودت مشاهده کرده‌ای پالایش می‌یابد 》
یعنی اگر صفات و ویژگی‌های منفی‌مون رو بپذیریم و وجودش رو در خودمون قبول کنیم،اون ویژگی بد از بین میره؟؟یا معنای دیگه ای داره؟؟




درمورد دروغ خیلی قشنگ حرف زده تو کتاب.
پس منم این بخش دیگه ی کتاب رو که درمورد دروغ بود و دوسش دارم رو با اجازتون می‌نویسم👇👇


《کسی که دروغ میگوید و دروغ‌هایش رادهم باور می‌کند،دیگر هرگز نمی‌تواند حقیقیت را دریابد،نه در خودش و نه در اطرافیانش
در نتیجه هم حرمت خودش را از بین می‌‌برد و هم حرمت دیگران را.
وقتی کسی رعایت حرمت خودش و دیگران نکند،دیگر کسی را دوست نخواهد داشت و در نبودن عشق، موقعی که می‌خواهد خود را سرگرم کند، به شهوت و گناه رو می‌آورد.آن‌وقت در فساد و تباهی،حالتی حیوانی پیدا می‌کند و همه ی این‌ها از دروغ گفتن به خود و دیگران ناشی می‌شود.》

خیلی خوشحال شدم کامنتتون رو دیدم
پایدار باشید:)

بسیم قشنگ :))))

بلههه:)))

 بد ترین قسمت اینجاست که نه باید به وجود خدا شک کنی نه باید در مورد وجودش سوال کنی !! 😐 

 

اینو دگه کی گفته /: شما شک کن بعدش برو تحقیق کن...

 

یه سریا حال ندارن تحقیق کنن فقط شک میکنن :")))

 سلام :)

باتوجه به شناختی که از آقای افغانی دارم میدونم که کم اهل تحقیق و و مطالعه و تفکر نیستن :))

سلام علیکم  ( یاد اهنگه سلام علیکم افتادم 😂)

 

بلی بلی... ایشون میشناسم... منظورم اوشون نبود ( درمورد تحقیق ) ...

 

ولی با اون جمله شون که کپی کردم مخالفم :)))

 

 

😂👍

آها 👍
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">