مطلب قابل عرضی نیست

هیچی

فرصت جبران

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۱۴ دی ۹۹ ، ۰۱:۲۰
  • ۵

از وقتی که زمین گیر شد و نتونست حتی با بقیه حرف بزنه، همش با خودم می گفتم دنیا چرا باید با همچین آدم نازنینی اینجوری تا کنه؟؟چرا باید همچین سرنوشت و پایان عذاب آوری براش بخواد‌؟؟؟
آدمی که نه تنها آزارش به کسی نرسیده بود بلکه جبران اشتباهات بقیه رو هم به گردن گرفته.حداقل حداقلش حقش بود که بدون عذاب و دردسر از این دنیا بره.

ولی انگار یه جای کار میلنگیده.
یه اشتباهی داشته.یه قصور بزرگ.شاید بزرگترین اشتباه عمرش که باید قبل رفتن جبرانش میکرد.

بابا به ابرو خفن بدهکار بود...

ادامه مطلب

حسود هرگز نیاسود😕

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۲۸ آذر ۹۹ ، ۰۰:۳۵
  • ۷
  • ۱۹

یه جا میخوندم که دلیل اهمیت شناخت و کنترل حسادت بخاطر خشم نهفته ی درونشه که عامل بروز بسیاری از جنایاته.

بلهههه جنایات...😲

 

چند ماه پیش با خاله ریزه(عروس گلم) یه کلاسی ثبت نام کردیم.البته ساعت کلاسامونو نتونستیم با هم هماهنگ کنیم و جدا افتادیم.

 

خلاصههه کلاسا شروع شد و متاسفانه برخلاف همیشه که من تو کارای عملی خیلیییی تیز و خیلیییی بز ظاهر میشم😎متوجه شدم که اینجا خیلیییی شیش میزنم😶

 

حالا مثل اینکه خاله ریزه برعکس من تو این حیطه خیلی استعداد نشکفته داشته که حالا داره شکفته میشه😒😒

آرههه...

ادامه مطلب

پرسش های ابلهانه

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۰۳ آذر ۹۹ ، ۱۰:۰۰
  • ۷
  • ۱۳

پرسیدن"خوب"است👍
اگر مقصود کسی را نمیفهمید،از او بخواهید گفته اش را تکرار کند.☺
اگر راهنمایی ها روشن نیست،بگویید.☺
گاهی چون نمیخواهیم ابله جلوه کنیم،اظهارات و گفته های دیگران را بررسی نشده رها میکنیم و بعد گیج میشویم.😶

چقدر از سؤتفاهمات در ازدواج و در کلاسهای درس،یا حتی امور بین المللی میتوانست پیش نیاید،اگر مردم نمی ترسیدند که پرسش های "ابلهانه"را مطرح کنند؟؟؟😕



[ماندن در وضعیت آخر]

این من هستم

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۱۳ آبان ۹۹ ، ۲۲:۴۴
  • ۱۱
  • ۲۲

خیلی ممنونم از میم جان و غریبه ی آشنا و مریم بانو برای دعوتم به چالش آقای هاتف❤❤❤

۱_از بین اشیاء عاشق ساعت،آینه، گلدون و کتابم.از آدما عاشق بچه هام.انقدر که خود خودشونن و چه خود خوبی هم دارن😍

۲_متاسفانه زود جوش میارم و ترسو هستم

 خوشبختانه زود خاموش میشم و کینه ای نیستم.

۳_ذهنم هیچوقت با جسمم همراه نمیشه حتی تو خوابهایی که میبینم😐کلاً خود مختاره😐واسه همین خیلی حواس پرتم😶

۴_کهن الگوهام آتنا و آرتمیس 

 

 

دعوت میکنم از 

دختر پاییزی جانم😊

حدیث یا همون ح جان سابق😅

و آقای عرفان کار بلد😎



 

بوی گوشت و خون

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۱۵ مهر ۹۹ ، ۲۲:۰۵
  • ۱۴

نشسته بودم تو تاکسی و منتظر مسافرای دیگه تا ماشین حرکت کنه.یه پیرمرد شایدم میانسال در جلو رو باز کرد و به زحمت سوار شد.خیلی لاغر و نحیف بود.صورتش آفتاب سوخته شده بود و زیر چشماش گود افتاده بود.سر و صورت و لباساش میگفت چندماهه رنگ سلمونی و حموم ندیده.
راننده بلا فاصله پشت سرش سوار شد.
فهمید راننده میخواد پیاده اش کنه.یجوری با التماس و ترس گفت:میخوام برم اونطرف و مسیر مستقیم رو نشون داد.راننده سرد و خشک گفت من اونطرفی نمیرم برو پایین.

حتی انقدر نا نداشت که آب دهنشو قورت بده و از گوشه ی لبش آویزون بود.به زحمت و باصدای ضعیف گفت: بخدا کرونا ندارم.ایندفعه راننده با صدای بلندتر و خشن تری بهش گفت پیاده بشه.
همونجوری ملتمسانه برگشت و منو نگاه کرد که شاید طرفشو بگیرم و چیزی بگم‌.نگاهمو دزدیدم و زل زدم به قصابی اونطرف خیابون.
یه کم دیگه تو سکوت نگاهمون کرد و بالاخره ناامید از شفقت آدمی پیاده شد و با قدمهای سست و نزار خلاف جهتی که نشون داده بود دور شد.
 نفس راحتی از روی رضایت(تو بخون رذالت)کشیدم و همچنان صحنه ی ساتور کوبیدن قصاب روی لاشه ی گوسفند رو تماشا کردم.

چند روز میگذره ولی هر وقت میشینم سر سفره ی غذا بوی گوشت و خون تو دماغم میپیچه!

جالبه!!نمیدونستم حتی عذاب وجدانها هم بوی مخصوص به خودشونو دارن!

محض یادآوری(مهربانی)

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۰۶ مهر ۹۹ ، ۲۰:۳۸
  • ۸
  • ۱۴

 

تنها بچه‌ها نیستند که بچگانه رفتار می‌کنند. بزرگسالان نیز ورای هارت و پورت‌هایشان، متناوبا بازیگوش، مضحک، خیال‌باف، آسیب‌پذیر، افسارگسیخته، وحشت‌زده، شرمسار و نیازمند دلداری و گذشت می‌شوند.

ما در دیدن شیرینی و شکنندگی بچه‌ها و طبیعتا کمک کردن به آنها و آرام‌کردن‌شان حسابی خبره هستیم. می‌دانیم که نزد آنان چطور بدترین وسواس‌ها، کینه‌ جویی‌ها و خشم‌های خود را کنار بگذاریم. می‌توانیم انتظارات‌مان را واسنجی کنیم و توقعات کمتری نسبت به همیشه داشته باشیم؛ دیرتر عصبانی می‌شویم و کمی بیشتر نسبت به امکان عصبانیت ناخواسته هوشیاریم.

ما خودخواسته با بچه ها با مهربانی رفتار می‌کنیم ولی به طرز عجیب و اسفناکی از بروز چنین مهری به هم‌سن‌وسالان‌مان روی‌گردانیم.
زندگی کردن در دنیایی که انسان‌های بسیاری با بچه‌ها خوش‌رفتاری می‌کنند، فوق‌العاده است. حتی بهتر هم می‌شد اگر در جهانی زندگی می‌کردیم که نسبت به خصلت‌های بچگانه‌ی یکدیگر کمی خوش‌رفتارتر بودیم.

                                           سیر عشق_آلن دوباتن

 

 

 

یاد من باشد

فردا دم صبح

مهربان باشم با مردم شهر

 

شرح غم

  • author avatar نگارنده: مشکات ..
  • ۰۱ مهر ۹۹ ، ۱۴:۵۴
  • ۹

 

 

اگه بهار فصل هنرنمایی طبیعت از سر شور و سرمستی باشه

پاییز بی گمان فصل اظهار هنرمندانه ی غم و رنجیه که روی سینه ی مادر طبیعت سنگینی میکنه

اونوقته که شروع میکنه به خلق قاب های چشم نواز و غم انگیز

ونواختن موسیقی گوش نواز و حزن آور

عاقبت طاقت از دست میده

بغضش می ترکه

و میباره و میباره و میباره...

 

 

 

(دلیار) از سارا نائینی رو گوش بدید و به سلیقه ی موسیقیایی من آفرین بگید :)